سفارش تبلیغ
صبا
























و نحن اقرب الیه من حبل الورید...

روزی بهلول را بر درس یکی از به ظاهر عالمان گذر افتاد. او شنید که واعظ در درس خود می گفت:من بر سه چیز ایراد دارم که خلاف عقل است
اول آنکه می گویند: ماده شیطان از آتش است به آتش چطورمعذب می شود
دوم آنکه می گویند: خداوند را نمی توان دید این چگونه ممکن است که شیئی وجود داشته باشد و دیده نشود
سوم آنکه می گویند: خالق همه چیز خدا است پس همه چیز از جانب او است .

چون سخن به اینجا رسید بهلول کلوخی از زمین برداشت و محکم به سوی او پرتاب کرد.

 کلوخ پیشانیش را شکست و خون جاری شد.

 شاگردان، بهلول را گرفته نزد خلیفه بردند. خلیفه با عتاب به او گفت  چرا سرعالم را شکستی و به او تعدی نمودی؟
بهلول گفت: من نشکسته ام، خلیفه امر نمود، عالم دروغین را حاضر کردند، او با پیشانی بسته وارد شد
بهلول رو به او نموده و گفت:

 از من چه تعدی به تو شده است؟
او گفت: کدام تعدی از این بیش که سر من بشکستی و تمام به سبب دردسر، آرام و قرار برای من نبود.
 بهلول گفت: کو درد؟
عالم گفت: درد دیده نمی شود!

 بهلول گفت: دروغ می گویی،  درد دیده نمی شود تو می گفتی که ممکن نیست شیئی موجود باشد و دیده نشود .

دیگر آنکه کلوخ ممکن نیست به تو صدمه بزند چه تو از خاکی و کلوخ نیز از خاک!که می گوفتی آتش، آتش را نسوزاند. همچنان خاک هم در خاک اثر ننماید .
دیگر آنکه من نبودم!

 
عالم گفت: پس که بود؟
بهلول گفت:

همان خدایی که همه کارها را از او می دانی و بنده را نیز مجبور مطلق

خلیفه هارون جواب او را بپسندید و آن عالم دروغین شرمنده از آن مجلس برفت



نوشته شده در شنبه 90 بهمن 15ساعت ساعت 12:30 عصر توسط حبل الورید| نظر

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ ...»؛ از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد. (بقره/ 207)

این آیه نورانی در شب اوّل ربیع الاول در شأن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نازل شد. آن شب پیامبر(صلی الله علیه و آله) از شر کفّار از مکه به مدینه هجرت کردند و امام علی(علیه السلام) این قهرمان همیشه تاریخ با نثار جان خویش در بستر رسول الله(صلی الله علیه و آله) خوابیدند. آری، آن شب لیلة المبیت بود...

غزالی در احیاء العلوم آورده است: در شبی که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در جای پیامبر(صلی الله علیه و آله) خوابید به جبرئیل و میکائیل خطاب رسید که من بین شما دو نفر برادری قرار دادم و عمر یکی از شما را بیش از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما ایثار می کند که عمر طولانی از آن دیگری باشد؟ هر دو عمر طولانی را اختیار کردند. خطاب آمد: «به زمین نگاه کنید و ببینید که چگونه امام علی(علیه السلام) حیات خود را به برادرش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نثار نموده و به جای او خوابیده و جان خود را فدای جان او نموده است. به زمین بروید و او را از شر دشمنان حفظ کنید.» آنها آمدند و جبرئیل در بالای سر امیرالمؤمنین و میکائیل در سمت پاهای آن حضرت نشست و ندا کرد: بخ بخ من مثلک یابن ابیطالب، خداوند در جمع ملائکه به تو مباهات فرمود. اینجا بود که آیه شریفه «وَ مِن الناس مَن یشری نفسه ابتغاء مرضات الله...» نازل شد.

 

پ.ن: حلول ماه ربیع رو تبریک عرض میکنم(چه قدر محرم و صفر دوست داشتنی بودن)

 

 



نوشته شده در سه شنبه 90 بهمن 4ساعت ساعت 10:16 عصر توسط حبل الورید| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin