و نحن اقرب الیه من حبل الورید...
استاد مذهبی ام آرزوست....
باورتون نمیشه تو دهه ی اول محرم استاد برنامه نویسی اومده سرکلاس میگه چیه انقدر برای امام حسین عزاداری میکنید
و اشک میریزید؟!!
و یکی از بچه ها هم که به ظاهرش نمیخورد، در نهایت وقاحت بلند میشه و میگه من از گریه کردن تو هیات متنفرم و من بلند
شم و بگم خانوم عزیز گریه کردن برای امام حسین معرفت میخواد. و بعد استاد بگه دینو دارن به زور میکنن تو عقل ما فرو.
بگه چرا ما آزادی نداریم. و دوستم بگه من افتخارم اینه که دینم اسلامه.
و هیچ کس جز من و یک نفر دیگه تو کلاس نباشه تا از اعتقادش دفاع کنه.
از اون روز تو سرم افتاده که درسمو سفت و محکم بخونم تا جای این استادای سکولارو من و بچه های معتقد بگیریم.
به امید آن روز...
نوشته شده در چهارشنبه 90 آذر 23ساعت
ساعت 9:24 عصر توسط حبل الورید| نظر

By Ashoora.ir & Night Skin